سيد احمد تمجيد السلطان تفرشي حسينى

64

روزنامه اخبار مشروطيت و انقلاب ايران ( فارسى )

هم [ 75 ] شناخته نمىشود كه كيستند . بس كه لگدمال شده بودند به هزار ليت و لعل هفت نفر آنها را به حال آورده كه برخاستند و نه نفر ماندند . ولى از ميان آن نه نفر هم احتمال مىرفت كه سه چهار نفر خوب شوند . يعنى بعضىها گرم بودند و بعضىها هم نبض داشتند . از براى اينها اطاق گرم و « آمانياك » و دواهاى ديگر خواستم . ما شاء اللّه وطن‌دوستها نه اطاق گرم دادند و نه دوا رساندند . تا ساعت شش معالجه كردم و آن نه نفر را در تكيه گذاشتند . در صورتى كه لخت و عريان بودند . تا صبح ماندند . اگر نمرده بودند سرما آنها را تلف نمود و صبح نه نفر را بردند و دفن كردند . مقتولين سرباز و متفرقه بوده است . اين است شرح مقتولين تكيهء دولت . خوب است اين سى هزار تومان مصارف تكيه و شبيه درآورى را به مصرف چيز ديگر برسانند . بهتر است . روز يك‌شنبه بيستم محرم سه نفر فشنگ‌فروش اهل قفقاز مىروند در خانهء زن فاحشه‌اى ، و رفيق ضعيفه كه سيد تقى نامى بوده خبر مىشود مىآيد درب خانهء ضعيفه . اشخاص مفصله از خانه بيرون مىآيند . نزاع مىشود و جمعيتى هم اجتماع مىكنند . سيد جلو و جمعيت عقب كه در ظاهر حفظ شرع و نهى از منكر بكنند . يك نفر از آن سه نفر ششلول بيرون مىآورد و سيد را مىزند و مىافتد و تير ديگر به يك نفر ديگر مىخورد و مىافتد . مردم متفرق مىگردند و چند تير ديگر مىاندازد . مىبينند درشكهء كرايه ايستاده است . دو نفر سوار درشكه مىشوند و به درشكه‌چى مىگويند برو ! اگر نروى تو را هم خواهيم زد . درشكه‌چى ششلول را پشت خود مىبيند . درشكه را « هى » و حركت مىدهد و از شاه‌آباد به تاخت مىآيد در [ 76 ] سفارت روس . دو نفر خود را در سفارت پناهنده مىكنند . يك نفر ديگر دستگير مىشود و دو نفر نعش را در مجلس مىبرند . و مردم اجماع مىكنند كه آن دو نفر را از سفارت بيرون بياورند . بعضى عقلا از بعضى حركات مردم جلوگيرى كرده بودند ، و الا آشوب‌طلبها مردم [ را ] به بعضى اقدامات تحريك و اغوا مىنمودند . آخرالامر خون‌بست شد و عمل آنها هم تمام گشت .